حسینحسین، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

شیرین تر از عسل

درود بر همه دوست جونا

درود (مورد توجه آنی جون) مامان ما که نه کاراش رو می کنه نه می آد تو وبلاگم خوب یه عالمه اتفاق افتاده که دونه دونه می گم: نخست اینکه دندونام یکی یکی داره در می آد.ماچون دوس نداریم دندونامون رو کسی ببینه به خاطر همین آمار دقیقش معلوم نیست ولی سه تاش رو می دونیم دندون 9ام روز دوم آذر و دندون 10 یکی دو روز بعد و دندون 11ام 22 آذر در اومدن و... دوم ما بلدیم بشماریم : یک -دوو - سه -چهار -ده سوم ما بلدیم درجه ماشین لباسشویی رو بذاریم رو 90 درجه چهارم ما بلدیم در آب معنی و یا هر چی دیگه رو باز کنیم پنجم ما بلدیم تو حموم سرمون رو بشوریم ششم ما بلدیم از هرچی بریم بالا هفتم..... بدرود ...
26 آذر 1390

امان از دست اين مامانا....

سلام به همه دوست جوناي عزيز كه خيلي وقته نتونستيم بيايم و به هشون سلام كنيم، آخه اين مامان ما يه كم تو برنامه ريزي هاش مشكل داره ، همش مي گه پروژه دارم نه به پروژه مي رسه نه به هيچ كاري ! آخه شيري هم كه به من مي ده مزه ي پروژه مي ده..... خلاصه ما از زماني كه تو شمكش بوديم اين پروژه بود تا الان كه واسه خودمون يه آقا شديم  و ماجرا هنوز ادامه داره ... كلا ما به هر چي لب تاپ و ورق و كاغذ و جزوه و پروژه هست حساسيت پيدا كرديم. مامان هم ماماناي قديم كه دربست در اختيار ني ني ها بودن . مي خوام به حقوق ني ني هاي سازمان ملل شكايت كنم. اصلا از همين جا براي نوشن تومار فراخوان مي ديم از ني ني 1 روزه تا ني ني 90 ساله مي تونن تو اين حركت بزرگ ش...
12 آذر 1390

آب آب (ترجمه: باران)

سلام واي چقدر آب همش آب روي زمين و تو آسمون آب مي آد اين مامان و بابا نمي ذارن بريم آب بازي .همش كلاه مي ذارن سرمون بعد هم شالش رو محكم جلوي مماخمون مي بندن ما همش مي خوايم خفه شيم.اين آدم بزرگا اصلا نمي ذارن ما يه نفس راحت بكشيم.     (توجه: اين عكس ما نمي باشد.از اينترنت ورداشتيم ) ما خيلي آب دوس داريم اونقده آب دوس داريم كه اصلا نمي خواهيم بخوابيم فقط مي خوايم از پشت پنجره آب رو نگاه كنيم ( البته اگه بذارن دوس داريم بريم زيرش وايسيم هي آب آب بگيم) ...
9 آبان 1390

يه سوال حياتي

سلام ما يعني آقا پسري همون جوجو كوچولوي معروف يه مشكلي داريم ... از شما مي خوايم كه به ما جواب بدين راستش ما تاب تاب اباتا رو خيلي دوس داريم. يه تاب تاب اباتاي خوشگل هم داريم اما تا سوار تاب تاب اباتا مي شيم يهو چشامون هي مي خواد بسته بشه ...ما هم نمي خوايم خدايه نكرده يه وقت بخوابيم براي همين نمي خوايم سوارش بشيم...از يه طرف ديگه خيلي تاب تاب اباتا رو دوست داريم.... چي كار كنيم...؟؟ هم سوار تاب تاب اباتا بشيم هم نخوابيم...     ...
1 آبان 1390

سرزمین عجایب

  ما برای اولین بار رفتیم سرزمین عجایب خیلی باحال بود. آخه ما قبلا خیلی اوچولو بودیم الان آقا شدیم می تونیم سوار اسباب بازی ها بشیم.         ...
28 مهر 1390

تا تا ابآتا....

تا تا .... ابآتا تا تا..... ابآتا . . . (آنقدر تكرار تا اثر كند.....) باخوندن اين شعر مامان و بابا از رو مي رن و بلند مي شن آقاپسملي گل رو توي ملحفه مي زارن و تابش مي دن. بعد همه با هم مي خونن: تاب تاب عبآسي  خدا منو نندازي خدا منو نندآزي اگه يه وقت انداختي بغل مامان بندازي .... تاب تاب عبآسي  خدا منو نندازي خدا منو نندآزي اگه خواستي بندازي  بغل بابا بندازي ...
5 مهر 1390

"ات" يعني ساعت

ما يعني جوجو كوچولو به ساعت علاقه زيادي پيدا كرديم. آخه ساعت ها خيلي قشنگن دو تا چيز قشنگ دارن كه هي مي چرخن اسمشون سخته (توضيح مامان: عقربه) بعضي ها هم سه تا چيز دارن(فكر كنم يكي باباشونه يكي مامان يكي هم ني نيه).      بعضي ها هم يه چيز ديگه دارن كه اسمش  نمي دونم پاندور يا پاندول يا پانچول و.... تواين مايه هاست كه اون ها هي مي رقصن . ساعت اتاق من همشو داره ساعت اتاق مامانم اينا عكس من وسطشه و سه تا از اون چيزا داره . ساعت خونه مامان بزرگم همشو داره تازه يه موقع هايي هم هي دانگ دانگ مي كنه . خلاصه خيلي اين ساعت ها يا به قول خودم " ات " ها قشنگن. صداي قشنگي هم دارن  تيك تاك تيك تاك ما ...
27 شهريور 1390

همه ني ني ها نازن. بيشتر مواظبشون باشيم

از وقتي خدا بهترين هديه رو به مامان و بابا داده مامان هر وقت يه ني ني مي بينه ياد جوجوي خودش مي افته اگه اون ني ني مشكلي داشته باشه خيلي دلش مي گيره و تا مدتها ذهنش رو مشغول مي كنه. يه مدتيه حسابي مامان ريخته بهم يا عكس هاي بچه هاي گرسنه سومالي كه دل هر كسي رو به درد مي آره يا email هاي مختلف از بچه هاي كار خلاصه همش يه جوري ماماني دلش كبابه همش. آخريش هم عكس معروف اين پسر كوچولوي توپولي و خوشگله كه مامان و باباش براي كار تركش كردند و اون براي سير نگه داشتن خودش به يه گاو مهربون پناه برده و در آغوش پر مهر خانوم گاوه داره بزرگ مي شه. از وقتي اين عكسها رو ديدم همش تصويرش مي آد جلو چشمم. آخه اين بچه چه گناهي داره؟؟؟ دلم مي خواست به همه اين ...
27 شهريور 1390